علي بن حسين انصارى شيرازى
150
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
لاتين NYCTERIS VESPERTINA يا VESPERTILIO MURINUS فرانسه CHAUVE - SOURIS انگليسى FLITTER MOUSE خفج خردل برى بود و در بلسان گفته شود خلال مامونى ادخر بود و گفته شود خلاف بپارسى آن را بيد خوانند و خلاف بلخى بهرامج بود و گفته شد و خلاف نوعى از صفصاف است و صمغ وى از ورق بيرون بيايد و بهترين بيد آن بود كه در كنار چشمهها رسته باشد و طبيعت وى سرد و خشك بود ثمر وى و ورق وى هر دو قابض باشند بىآنكه بگزند و در وى تجفيفى بود و خاكستر وى در غايت تجفيف بود و در بستن خون بر وى ضماد كنند تر كرده و صمغ ورق وى بغايت جلادهنده بود و خاكستر وى با سركه بر ثاليل و نمله ضماد كردن نافع بود و ورم پستان و ريشها و غلبهء حرارت كه در ورم گرم بود و شرى و آبله چون به آب آن در حمام بشويند بغايت نافع بود و آب وى صداع را نافع بود و زايل كند و آب ورق وى مادهء كه از گوش گشوده بود و روانه باشد نافع بود و ثمر وى بر ضربى كه بر حدقه زده باشند نهادن نيكو بود و قطع خون رفتن بكند و صمغ وى ضعف بصر را نافع بود و آب وى سده جگر را سود دهد و يرقان را و مقدار مستعمل از آب وى بيست درم بود و اسحق گويد مضر است به شراسيف و مصلح وى گلاب بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : خلاف به كسر خا و فتح آن نيز آمده و شامل بيدمشك و بيدبرى و بيدموله است و از مطلق آن مراد بيد برى است كه صفصاف و به فارسى بيد ساده نامند لاتين SALIX PENTANDRA فرانسه SAULE COMMON انگليسى SWEET BAY LEAVED WILLOW خلنج اسم درختى است كه در كوه مىباشد و فحم از آن مىگيرند و آن را درخت كز مىخوانند و گل سرخ كوچك دارد و ارغوانى رنگ و طبيعت گل آن خنك بود در دوم و حدتى دارد خلباى قند است و گفته شود خل بپارسى سركه بود و وى مركب بود از دو جوهر مختلف گرم و سرد و سردى وى غالب بود از گرمى و بهترين وى خمر انگورى بود و طبيعت وى سرد و خشك بود در سيم و گويند سرد است در اول و خشك است در سيم معدهء گرم را نيكو بود و اشتها بازديد كند و قطع خون رفتن از هر عضو كه باشد بكند چون بياشامند يا آن عضو كه از وى خون آيد بدان بشويند و يا در ظرفى بريزند و در آن نشينند قطع خون بكند و چون بر سر نهند درد سر را نافع بود و بدان مضمضه كردن دندان را محكم كند خاصه چون با گلاب گرم مضمضه كنند و بن دندان نيز محكم كند و چون صوف ناشسته بدان تر كنند يا اسفنج و بر جراحات نهند منع ورمها بكند و ريشها كه در بدن پيدا شود از حمره و نمله و جربتر و سوختگى آتش و قوبا و بواسير و داخس چون با بعضى از ادويهء موافق اين زخمها استعمال كنند نافع بود و ريشهاى پليد و خورنده چون دايم به سركه بشويند زايل كند و چون پشم ناشسته بدان تر كنند و با روغن گل بر سر نهند درد سر كه از حرارت آفتاب بود زايل كند و بخار وى استسقا را تحليل دهد و گرانى گوش و كرمى كه در گوش بود بيرون آورد و طنين زايل كند اگر در گوش بچكانند و گزندگى جانوران بر موضع